close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
کرمانشاه و اسمیلاسیون فرهنگی ـ زبانی
زندگی یعنی سعی و کمر همت بستن در راه احیاء هویت، زندگی یعنی تکاپو در راه آزادی، استعمارزدائی و ریشه‌کنی ستمگری، فساد و تبعیض، تا زمانی که ملتی از چنین ویژگی‌هایی برخوردار باشد و بهایش را هم تقدیم کند حتی اگر برای مدتی طولانی زیرسلطه استعمارگران باشد هرگز نابود نخواهد شد بلکه نامش برای همیشه در تاریخ خواهد درخشید. نوشتاری را که هم‌اکنون از نظرتان خواهد گذشت بر آن است سؤالات فراوانی را که ذهن یک انسان کرد را در شرف ورود به شهری به نام کرمانشاه را به خود مشغول خواهد ساخت، را مطرح سازد. پرسش‌هایی را…
آخرین ارسال های انجمن

کرمانشاه و اسمیلاسیون فرهنگی ـ زبانی

زندگی یعنی سعی و کمر همت بستن در راه احیاء هویت، زندگی یعنی تکاپو در راه آزادی، استعمارزدائی و ریشه‌کنی ستمگری، فساد و تبعیض، تا زمانی که ملتی از چنین ویژگی‌هایی برخوردار باشد و بهایش را هم تقدیم کند حتی اگر برای مدتی طولانی زیرسلطه استعمارگران باشد هرگز نابود نخواهد شد بلکه نامش برای همیشه در تاریخ خواهد درخشید. نوشتاری را که هم‌اکنون از نظرتان خواهد گذشت بر آن است سؤالات فراوانی را که ذهن یک انسان کرد را در شرف ورود به شهری به نام کرمانشاه را به خود مشغول خواهد ساخت، را مطرح سازد. پرسش‌هایی را که نه تنها برای نگارنده بلکه برای تمامی کردتبارانی که معتقد به اصول و ساختارهای قومیتی خویش می‌باشند پدیدار می‌گردد. سؤالاتی را که نگارنده مدتهاست درپی جوابی اقناع‌گر برای آنهاست اما هر چه بیشتر تلاش کرده کمتر به نتیجه رسیده است. یکی از مشخصه‌هایی که گویای ادبیات و چگونگی شکل‌گیری فرهنگ و تاریخ یک ملت می‌باشد، زبان آن ملت است. زبان عامل ارتباط انسان با جامعه و دیگر ملت‌ها و بدون شک وسیله‌ای برای شناسائی هر ملت است. پر واضح است اگر زبان یک ملت، حال به هر علتی دستخوش آسیب گردد به همان اندازه فونداسیون فرهنگی آن دچار خسران خواهد شد .استاد خال می‌فرماید: «اعمال انواع سیاستهای ضدانسانی نظیر ژنوساید ـ نسل‌کشی ـ و کشتار دسته‌جمعی قادر نخواهد بود آن ملت را از بین ببرد اما با مرگ زبان ریشه حیات ملی خشکیده و شیرازه ملت را از هم خواهد پاشید.» تعمیم این موضوع به کرمانشاه ماهیت اصلی نوشتار را هویدا می‌سازد. اگر حرکات و سکنات جامعه کرمانشاه را بدون جانبداری و ذهنیت و با بی‌طرفی و عینیت بکاویم به این نتیجه خواهیم رسید که کرمانشاه را اکثر اکراد قبله آمال خویش می‌پنداشتند و کردستان بدون کرمانشاه را وزنه‌ای نمی‌دیدند، درخواهند یافت که کعبه امیدشان دچار چه درجه‌ای از بحران هویت گردیده است.

 

درصد قابل توجهی از کرمانشاهیان دیگر به زبان کردی تکلم نمی‌کنند و گویش شیرین کلهری را مایه تنزل پرستیژ خود می‌دانند و قابل توجه آن است برخی چنان در مقابل این پرسش (که چرا به زبان مادری‌‌شان تکلم نمی‌کنند) جبهه می‌گیرند و با آب و تاب از فارس بودنشان می‌گویند که آدمی می‌پندارد که از ازل تاکنون، کردی در این دیار نزیسته به طوری که احساس می‌کنی دگر بار تاریخ سیر قهقرایی پیدا کرده و یاد صفت‌هایی چون «گرجی‌تر از روس» می‌افتی که چگونه برخیها در شوروی قدیم در راستای تحقق سیاست روسی کردن و ریشه‌کن کردن مبانی سنت‌ها و آداب و حتی زبان ملت‌های غیرروس و جایگزین کردن آنها با زبان و آداب و رسوم روسی گام برمی‌داشتند جای بسی تعجب و تأمل است که این گروه در مقابل اهداء و امحاء هویت خویش چه چیزی دریافت کرده‌اند که جبران هویتشان، این گوهر گرانبها باشد؟ مگر نه اینکه کرمانشاه در رده‌بندی بیکاری در سطح ایران در بالاترین جایگاه است. مگر نه اینکه کرمانشاه به نسبت جمعیت بالاترین درصد اعتیاد را داراست مگر نه اینکه جوانان این دیار با رخوت و سستی و بی‌انگیزگی به متراژ کردن خیابانها مشغول‌اند و مگر همین گویای این واقعیت نیست که با وجود کلان شهر بودن کرمانشاه اثری از کارخانه و کارگاه‌های تولیدی و صنعتی دیده نمی‌شود و... پس این معامله نامیمون را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ بگذارید واقعیتی را برایتان بگویم که به نظر نگارنده تجلی عقلانیت ابزاری و نمونه‌ای واضح از خلق سوژه‌های ایدئولوژیک توسط فاکتور قدرت است. چندی پیش در کلاس استادی که مفتخر به صفت کاتولیکتراز پاپ بود بحث زبان فارسی کرمانشاهی!؟

 

پیش آمد که استاد کردتبار کرمانشاهی‌ام بادی در غبغب انداخت و فرمود: قدمت زبان فارسی کرمانشاهی به پانصد و شصت سال پیش برمی‌گردد ... و از قرابت این زبان با زبان کتابت ایران سخن می‌گفت. البته از کسی که موضوع آموزش ارگانیک او هیچ ربطی به مسائل تئوریک جامعه‌شناسی و زبان‌شناسی ندارد اما با فراغ خاطر و طمأنینه تمامی مکاتب بوجود آمده در طول تاریخ را با تازیانه تفکر متحجر و دگم‌ خویش مورد حمله قرار می‌داد و تمامی دانشمندانی که نظریاتشان در باب جامعه‌شناسی همانند اصول مهندسی و فرمول‌های ریاضی قطعیت علمی یافته‌اند را اهریمنی می‌خواند انتظاری بیش از این نمی‌توان داشت و طبیعی است که صاحب چنین تفکری زبان التقاطی و معجون ساختاری‌اش را این طور توجیه کنند. او شاید نمی‌دانست که زبان زاگرس‌نشینان کرد با گویش گورانی‌ـ کلهری بوده که دیوان‌های باشکوه خان‌ها و والی‌های کرد اردلان که قلمروشان بسیار بیشتر از استان کردستان امروزی امتداد داشت. شاید از این نکته غافل بود که در نتیجه استقبال دیوان از این شاعران، این گویش مورد حمایت قرار گرفت و بسیاری از شعرای برجسته از قبیل ملا پریشان دینه‌وری گرفته تا ملاعبدالرحیم مولوی (1806ـ1882) به این زبان شعر می‌سرودند، اما با سقوط خانواده اردلان در 1845 در اواخر سلطنت امان‌الله خان، شاهان قاجار زبان فارسی را بر دیوان تحمیل کردند و از آن تاریخ به بعد زبان کردی در این دیار به تدریج کمرنگ شد.فرجاماً در جواب کسانی که اذعان می‌دارند که برای پیشرفت در جوامع تکثرگرا (plural) یا چندقومیتی باید فرهنگ و زبان غالب حاکمیت را پذیرفت و جبهه‌گیری جبرگرایانه اتخاذ می‌کنند، باید عرض شود که ماهیت غنای زبان غالب به علت ساختارهای تشکیل دهنده آن نیست؛ بلکه وجود پدیده قدرت پشت زبان محاوره اکثریت حاکمیت است و مقایسه این دو موجب استنتاج ناموزون و نامتجانس خواهد شد.

درباره : مافی مرۆڤ له کوردستان , فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌ب ,
بازدید : 180
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


قالب وبلاگ